دیگر مطالب



روایت روز پنجم - نمایشگاه حاج قاسم سلیمانی

مسجد فائق
۱۴۰۰/۱۰/۱۷ ۰۹:۰۰:۰۰
۲۲

#نمایشگاه #سالگرد شهادت حاج قاسم #مصاحبه

به قول حضرت آقا حالا که او شهید شده قدرتش خیلی بیشتر از زمانی است که زنده بود
این را امروز فهمیدم زمانی که جمعیت زیادی مهمان نمایشگاه شده بود
آن هم مهمانان کوچکی که شاید فقط اسمش را شنیده باشند. او را می شناختند شاید خیلی زیباتر و لطیف تر از ذهن ما بزرگتر ها.
_بچه ها میاین مصاحبه کنین؟
_ ما میایم!
دست انداخته بودند گردن یکدیگر، یکی شان لباس نظامی پوشیده بود و آن یکی چفیه انداخته بود گردنش و پیکسل عکسش را زده بود به چفیه اش! وقتی عکس گرفتنشان کنار ماکت حاج قاسم تمام شد آمدند برای مصاحبه
_دوستین باهم؟
_پسر خاله ایم!
از نمایشگاه پرسیدیم از اینکه از او چه میدانند
_حاج قاسم خیلی مهربون بود خیلی بچه ها رو دوست داشت. با دشمنا می‌جنگید مراقب ما بود.
_اگه بخوای یه جمله بهش بگی چی میگی؟
_میگم خیلی دوست دارم!!

سردار عزیزتر از جان ...
ما هم دوستت داریم...
ما هم هنوز باورمان نشده رفته ای...
ما هم هنوز منتظریم برگردی!

mfaegh.ir/a/23